عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

230

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

يك دينار به او بده ، به من گفت : اين را بگير و به او بده و به اطلاعش برسان كه جز اين هيچ چيز ديگر ندارم كه نپندارد همت و مردانگى من كمتر از پادشاهان است . كيسه كوچكى را كه در آن پانزده دينار بود به من داد و من گرفتم و به پزشك دادم . و يوسف بن اسباط پس از آن شروع به سبدبافى كرد تا درگذشت . احمد بن مروان هم با اسناد خود از قول حبيب « 24 » نقل مىكند كه مىگفته است : يوسف بن اسباط مىگفت ، از پدرم در كوفه آب و ملكى را به ارث بردم كه پانصد هزار درهم ارزش داشت ، ميان من و عموهايم بگومگويى درگرفت ، با حسن بن صالح « 25 » رايزنى كردم ، گفت : اعتقاد ندارم با آنان خصومت كنى كه اصل اين ملك از زمين‌هاى خراج است ، من آن را در راه خدا به آنان رها كردم و حال آنكه محتاج به يك فلس آن بودم ، يا نظير آن گفت . 123 - نبش‌كننده گورها عبد الرحمان بن على - يعنى ابو الفرج بن جوزى - با اسناد خود براى ما از ابو اسحاق فزارى « 26 » نقل كرد كه مىگفته است : مردى كه فراوان پيش ما مىنشست نيمى از چهره‌اش همواره دستمال‌بسته و پوشيده بود ، به او گفتم : تو فراوان پيش ما مىنشينى و نيمى از چهره‌ات پوشيده است ، سبب آن را به من بگو . گفت : به من امان مىدهى ؟ گفتم : آرى ، گفت : من نبش‌كننده گورها - كفن‌دزد - بودم . زنى را به خاك سپردند ، خود را به گور او رساندم و شروع به كندن كردم تا به لحد رسيدم ، خشت را برداشتم با يك دست سرتاسرى و با دست ديگر لفاف كفن را گرفتم و كشيدم . او هم شروع به كشيدن كرد ، با خود گفتم خيال مىكنى مرا مغلوب خواهد كرد ؟ روى دو زانوى خود نشستم و

--> ( 24 ) . ظاهرا چنين به نظر مىرسد كه مقصود حبيب عجمى رباخوار معروف بصره است كه به دست حسن بصرى توبه كرد و از بزرگان مشايخ صوفيه قرن دوم هجرى است ؛ براى اطلاع از شرح حال او در منابع عربى به صفة الصفوة ابن جوزى صفحات 240 / 236 ، ج 3 و در آثار فارسى به تذكرة الاولياء عطّار ، ص 61 / 56 ، ج 1 مراجعه فرماييد . ( 25 ) . حسن بن صالح از فقيهان و محدثان بزرگ قرن دوم هجرى و درگذشته به سال 169 هجرى است و مورد توجه ابو سليمان دارانى بوده است ؛ براى اطلاع بيشتر به ميزان الاعتدال ذهبى ، ص 498 ، ج 1 ، چاپ استاد على محمد بجاوى مصر ، 1382 ق مراجعه فرماييد . ( 26 ) . ابراهيم بن محمد فزارى از علما و محدثان بزرگ قرن دوم هجرى و درگذشته به سال 188 و كتابهايى تأليف كرده است ؛ به الاعلام خير الدين زركلى ، ص 55 ، ج 1 مراجعه فرماييد .